۷ بهمن ۱۳۹۰

الم شنگه

اين روزها بيشتر اخبار وبلاگي و سايتي و حتي خبرگزاري ها الم شنگه اي است.
يك عكس يا يك خبر يا يك پيغامي را مي گذارند و نفر اولي پيدا مي شود كه  در نقد آن عكس يا خبر يا پيغام بگويد و بنويسد: الم شنگ ِ !
بعد انگار شيپور را زده باشند براي حمله بقيه شروع مي كنند، يكي مي گويد: ننه اش لنگِ !  ديگري مي گويد: باباش بنگ ِ!
و همينطور كتش تنگ ِ !
غذاش سنگ ِ !
دستش بنده ! 
گوشش زنگ ِ !
بزن گنج ِ  !
برو جنگ ِ  !
....
وبعد آنقدر اين حرف و حديث ها  ادامه پيدا مي كند كه ديگر مجالي باقي نمي ماند تا  ثابت شود  مادرش لنگ نيست و پدرش بنگي نبوده وكتش تنگ نشده و... 

۲ نظر:

آنکور گفت...

بله. به قول اوشون کش ندین جانم کش ندین

ادریس گفت...

خارخاسک خوب می نویسد.

نوروزی دیگر

نزدیک عید شد آمدم گردو خاکی بگیرم. یادش به خیر، چه روزگاری بود دوران وبلاگ و وبلاگ بازی. چقدر ارتباط هنرمندانه و دو سویه بود. چقدر وبلاگ...